سماع آرام جان زندگانیستکسی خواهد که او بیدار گرددولیک آن کو به زندان خفته باشدسماع آن جا بکن کان جا عروسیستکسی کو جوهر خود را ندیدهستچنین کس را سماع و دف چه بایدکسانی را که روشان سوی قبلهستخصوصا حلقهای کاندر سماعنداگر کان شکر خواهی همان جاست
کسی داند که او را جان جانستکه او خفته میان بوستانستاگر بیدار گردد در زیانستنه در ماتم که آن جای فغانستکسی کان ماه از چشمش نهانستسماع از بهر وصل دلستانستسماع این جهان و آن جهانستهمیگردند و کعبه در میانستور انگشت شکر خود رایگانست
" حضرت مولانا "
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 20:24 توسط نوید
|
انگور باید مست خوابت کرده باشد تا ساقی از مستان حسابت کرده باشد مستی به سر سنگینی و دیوانگی نیست میخانه باید انتخابت کرده باشد